فرزاد خوشدست

بیوگرافی

من فرزاد خوشدست در خرداد ۱۳۵۶ در شهر (مقدس) مشهد به دنیا آمدم.

شهر مشهد یکی از مهمترین مراکز مذهبی در جهان اسلام است. امام هشتم شیعیان در این شهر به شهادت رسید و ضریح مقدس او هرساله توسط میلیون ها زائر زیارت می شود.

این شهر در شمال شرقی ایران (استان خراسان) واقع شده است و سابقه تاریخی طولانی دارد.

مهمترین شعرای ایران در زبان فارسی از این استان هستند برای مثال پدر زبان فارسی فردوسی و همچنین خیام و عطار از این استان هستند. از منظر عرفان شرقی نیز شهر مشهد اندیشمندان به نامی داشته است و همینطور از نقطه نظر مسائل سیاسی و اجتماعی.

بسیاری از مباحث و فعالیت های سیاسی و شورش های دهه ۴۰ و ۵۰ شمسی در مخالفت با خاندان پهلوی در ایران که به انقلاب اسلامی منتهی شد از این شهر شروع شد.

از اوان کودکی من توسط پدر بزرگم در ارتباط با هنر قرار گرفتم.

مرحوم شکراله خوشدست که یکی از تأثیرگذارترین معماران این قرن بود. او در کاشان متولد و در سن هفت سالگی به مشهد رفت و نبوغ او از همان سن کم کشف شد. او معمار بزرگی بود که بسیاری از فضاهای حرم امام هشتم شیعیان را با هنرمندی طراحی کرد و ساخت.

همچنین مرمت بسیاری از آثار باستانی همچون آرامگاه خیام و بسیاری دیگر از آثار هنری در تاریخ معماری ایران را انجام داد. آندره گدار شرق شناس فرانسوی از او و آثارش در کتاب هایش نام برده است و در موزه های برلین و لندن و… نمونه هایش به نمایش گذاشته شده است.

من طراحی و نقاشی را از پدربزرگم یاد گرفتم عشق من به هنر از آن زمان در من آغاز شد.

در سن سیزده سالگی من به صورت حرفه ای در تأتر مشهد بازی می کردم و در ۱۴ سالگی اولین فیلم کوتاه ۸ میلیمتری ام را به نام “پرواز چه سخت است” را ساختم. به هنرستان هنر رفتم و برای دو سال در رشته معماری درس خواندم و سپس در رشته گرافیک ادامه تحصیل دادم.

در نهایت در رشته سینما در مقطع دانشگاهی درس خواندم. به صورت تصادفی با عباس کیارستمی آشنا شدم. او آن زمان در مرحله پیش تولید فیلم “طعم گیلاس” بود. ما راجب سینما حرف زدیم و او شماره تلفن خودش را به من داد. این آغاز دوستی ما بود.

بعدها من در زمان تدوین طعم گیلاس بیشتر مواقع به کنار او می رفتم و راجب جنبه های گوناگون سینما حرف می زدیم و از او بسیار آموختم.

تا به اکنون چندین فیلم مستند و داستانی ساختم و با وجود سخت بودن شرایط برای فیلمسازان مستقل من به راهم ادامه داده ام و حالا در میانه زندگی ام  همه آنچه در زندگی تجربه کرده ام و در ذهن خود انباشته ام، مانند اینکه همیشه مدرسه من در زمان تحصیل در هنرستان های تجسمی در کنار حرم امام رضا بود هر روز در طول ۴ سال تحصیل نگاه من تصاویری و واقعیت هائی را تجربه می کرد که بی نظیر بود و هزار قصه با خود داشت.

این زاویه نگاه در من شکل گرفت و من را صیقل داد و به کارگردانی و تحصیل در سینما رسیده ام و حالا در مرز ۴۰ سالگی می توانم آنچه را که تجربه کرده ام به زبان تصویر برای جهان بگویم.